شمس الدين حافظ

116

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

32 - « آستان پير مغان » باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبرست * شمشادِ خانه‌پرورِ من از كه كمتر است ؟ اى نازنين صنم ، تو چه مذهب گرفته‌اى * كِت خونِ ما حلال‌تر از شيرِ مادر است چون نقشِ غم ز دور ببينى ، شراب خواه * تشخيص كرده‌ايم و مداوا مقرّر است از آستانِ پير مغان سر چرا كشم ؟ * دولت در اين سرا و گشايش در اين دَر است دى وعده داد وصلم و در سر شراب داشت * امروز تا چه گويد و بازش چه در سر است ؟ در راه ما ، شكسته‌دلى مىخرند و بس * بازار خودفروشى ، از آن سوى ديگر است يك قصّه بيش نيست غمِ عشق ، وين عجب * كز هركسى كه مىشنوم نامكرّر است شيراز و آبِ ركنى و اين بادِ خوش نسيم * عيبش مكن كه خالِ رخِ هفت كشور است فرق است از آبِ خضر كه ظُلْمات جاىِ اوست * تا آبِ ما كه منبعش اللّه اكبر است ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم * با پادشه بگوى كه روزى مقدّر است حافظ چه طرفه شاخِ نباتيست كلكِ تو * كش ميوه دلپذيرتر از شهد و شكّر است * توضيحات : باغ ( خاطر - دل ) سايه‌پرور ( خانه‌پرور - يار نازپرورده ) شمشاد خانه‌پرور ( يار راست قامت ) چه مذهب گرفته‌اى ( چه راهى انتخاب كرده‌اى ) خودفروشى ( غرور ) دى ( ديروز ) روزه‌دار ( روزه‌گير ) الله اكبر ( كوهى در شيراز ) طرفه ( عجيب ) كلك ( قلم ) شهد ( عسل ) دولت ( بخت نيك ) گشايش ( رهايى دل از غم ) در سر شراب داشت ( مست و بىقرار ) رخ هفت كشور ( كنايه از كل جهان ) آب‌خضر ( آب‌حيات ) آب ما ( آب چشمهء ركن‌آباد شيراز ) معنى بيت ( 1 ) ( بوستان خاطر من نيازى به سرو و صنوبر ندارد زيرا شمشاد نازپروردهء ما قد زيبايش از هيچ بلندبالائى كوتاه‌تر نيست ) معنى بيت ( 3 ) ( همين‌كه نشان اندوه را از دور ديدى باده طلب كن كه ما درد را شناخته‌ايم و درمان آن هم مسلم است كه جز شراب نيست ) * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خيلى به اين نيت علاقه‌مندى و تصور مىنمايى كه از او بالاتر و بهتر در دنيا وجود ندارد ، پس بايد در اين راه هرچه مىتوانى تلاش كنى درحالىكه حافظ در بيت 7 مىگويد : ( ماجراى مهرورزى عاشقان بر محبوب ازلى تنها يك داستان است كه به هر زبان گفته مىشود و هر عاشقى برحسب كمال عشق خود از آن به گونه‌اى سخن مىراند كه نامكرر مىنمايد ) پس شما اين سخن حافظ را آويزهء گوش كن و بدان : هركه زود عاشق شود زود فارق مىشود . 2 - شخصى بسيار مهربان ، دلسوز ، علاقه‌مند ولى گاهى در برابر عده‌اى دو شخصيتى هستى اما كمى وسواس به خرج مىدهيد و خوشبختانه از زندگى نسبتا خوبى برخوردار هستى ، به‌طورىكه ديگران به شما رشك و حسد مىبرند ، هراسى به دل راه مده . 3 - با كسى معاشر هستى كه بسيار زيبا و دلبر مىباشد و او با رفتار خوب و پسنديده‌اش نظر شما را جلب كرده و محبت او را به دل گرفته‌اى ولى نمىتوان به زبان بياورى اما سعى مىكنى با كنايه و گوشه زدن حرف خود را بيان كنى ، درحالىكه او متوجه نيست ، پس بىريا و پوست‌كنده و خالص مطلب خود را با او در ميان گذار كه به نفع شماست زيرا ترديد موجب رنج و عذاب است . 4 - او قصد آزار شما را ندارد بلكه بر اثر عدم آگاهى و بىغل‌وغش بودن موجب ناراحتى شما مىشود كه شما بايد او را متوجه كنيد . 5 - مسافرت را توصيه مىكنم ، خريدوفروش هر دو به نفع شماست ، طلاق عملى نمىشود ولى ازدواج هم زود است ، از مسافر خبرى دريافت مىكنى ، بيمار شفا مىيابد و از گمشده خبرى دريافت مىكنى و موفقيتى در انتظار شماست . 6 - نذرى كن و به سخنان شخصى كه نسبتا پير مىباشد و موى حنايى و چشمانى ريز دارد گوش بده كه شما را زياد دوست دارد . 7 - از كسى كه قدى بلند و سفيدگون و جوان پرمدعايى است برحذر باش . 8 - قدرى با حوصله كارها را انجام بده و بر خدا توكل كن و صدقه بده . اين را بدانكه برنده : متعهد مىشود اما بازنده : وعده مىدهد .